عزيزم خيلی وقته که غمی مونده روی دلم
ميخوام راز عشقم رو واسه همه بگم و برم
يادم مياد روزهايی که بهم قول دادی زياد ولی زدی زير قولت گفتی:
برو منم ميام

باشه در رو ببند برو بيرون بذار تنها باشم
توی تلاطم بغض ثانيه ها رها باشم
دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا چه شب هايی به خاطرت نشستم وای خدا

ميخواهی بری به درک پس از يادم هم برو
يادت مياد وقتی گريه کردم گفتم نرو
حالا من ميرم و تو هم تنها باش با دل خودت
ببين چيکار کردی پسر تو رو برد از ياد خودش

تمام فکرم تو چشمای تو بود کاشکی الان دستات توی دستای من بود
تمام مردم تو شهر به من اواره ميگن
تو اين سکوت سرد واسم مرگ رو به همراه دارند
هميشه نفرين من به راهته ، به دل سياهت و به نگاهته
تا ابد فقط ميگم خدا خدا کی ميشه از دل تو دلم جدا
می بینم همش تو رو با عشق تو می دونم چقدر شلوغه دل تو
الهی خونه خرابت ببينم ، تا ابد روی اندامت نببينه

ديگه از نبودنت نمی سوزم ديگه حتی چشم به در نمی دوزم
برو اشک نريز با اين ياد دلم ديگه نمی خوامت باهات نمی مونم
ديگه حتی نمی خوام اسمت رو فرياد بزنم مثل عاشق تو کتابا اسمتو داد بزنم

بترس از اون روز که با من چشم تو چشم بشی
من به فکر تو بودم تو، تو فکر چی
خيلی ساده از من گذشتی من ساده تر ميگذرم
مثل قبل از نبودنت تو خودم نمی شکنم

می شنوم صدايی که هيچ وقت تو نشنيدی صدايی که ميگفت تو از جدايی ميترسيدی
اره ميترسيدم ولی حالا ميگم بی خيال
حرفا تکراری شده يه حرف جديد بيار
کاش می شد ببينمت بهت بگم ديگه از ديدن تو سيره دلم

کاش می شد ديگه چشمام نبيننت
از درخت غم ديگه تو رو نچينمت
کاش می شد چشما ت رو گريون می ديدم
تو تنهايی و غم دل تو رو خون می ديدم

کاش می شد اگه چشمام بارون کنه
سيل غم دلم اوقا تت رو داغون کنه